مثبت 1000

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

آیت الله دستغیب با انتقاد از نقش سپاه و بسیج در سیاست به آنها گفت: آبروی اسلام را برده اید

leave a comment »

 آیت الله دستغیب با انتقاد از نقش سپاه و بسیج در سیاست گفت: متاسفانه آنچه باعث می شود این نیروها مقابل مردم بگیرند،توجیهاتی است که در کلاسهای عقیدتی و سیاسی برای آنها می کنند و با شستشوی مغزی فرمولهایی را در اذهان آنان می کنند و منجر به این می شود که، مردم دیندار و محبّ اهل بیت را با محارب و مرتد و کافر منطبق کرده و هر کجا که به نظرشان مطلب خلافی صورت گرفت با قهر و اجبار و تهدید و ارعاب برخورد کرده و مردم متدین را با همین توجیهات کذایی قلع و قمع کنند.

آیت الله دستغیب: ما و دوستانمان بنای بر اغتشاش نداریم؛ آبروی اسلام را برده اید

این مرجع تقلید می گوید: ما می گوییم باید دشمن از دوست متمایز شود و خدای ناکرده افرادی روی کار نیایند که دنباله رو همان انجمن حجتیه باشند؛ افرادی که برای نیل به منویّات خود حتی تظاهر به دینداری هم می کنند اما باطنا فکر جامدی دارند وهیچ حرکت معنوی نسبت به خدایتعالی ندارند؛ این گونه افراد کاری ندارند که وضع معنوی و دینی مردم چطور است.

وی در ادامه تصریح کرد: تمام حرف ما و دوستانمان این است که وضع تغییر کند و به اول انقلاب برگردد و بنایی بر اغتشاش و اینکه خدای ناکرده انقلاب اسلامی از بین رود نداریم هر چند برخی افراد دوست دارند ما را اینطور متهم کنند و اینطور القاء می کنند که ما در پی براندازی حکومت هستیم، خوب بنده خدا این چه حرفی است که می زنی؟!

آیت الله دستغیب، چهارشنبه شب، پس از جلسه درس اخلاق به بررسی نقش امام خمینی در جمهوری اسلامی پرداخت.

وی در بخش دیگری با اشاره به تشکیل حکومت اسلامی اظهار داشت : حضرت امام طبق نظریه فقهی خود اقدام به برپایی حکومت اسلامی کرد وقصد نداشت که حاکم مطلق باشد و بنایی نداشت که به اسلام ضربه وارد کند.

این عضو مجلس خبرگان در ادامه با عنوان کردن این مطلب که برخی آقایان برای توجیهه اعمال خلاف شرع وقانون خود از حضرت امام هزینه می کنند، گفت: حضرت امام، کسی نبود که بخواهد به دین ضربه زند و اسلام را محو و نابود کند و اینکه عده ای بخواهند در توجیه اعمال خلاف شرع و قانون خود از حضرت امام هزینه کنند، نباید موجب بدبینی مردم و به خصوص جوانان به ایشان شود.

متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است: 
برادران و خواهران عزیز در هرکجای مملکت که هستند باید خدا را شکر کنند که جاهایی وجود دارد برای پاسخگویی به نیازهای معنوی خود  و به برکت حضور در این مجالس و محافل است که می توانند  از تخیّلات و توهّمات رهایی یافته و آزادی خودشان را احساس کنند. در زمان شاهنشاهی، وضع جامعه به گونه ای دیگر بود؛ بدین معنی که، مساجد و مکان های مذهبی کشور غالبا خالی بود از مردم و به خصوص نسل جوان و  در عوض مراکز فحشا پر شده بود از پسرها و دختر های جوان و فساد عجیبی در بین نسل جوان جامعه وجود داشت. ظلم وستمی که مردم از شاه و این ساواک بی رحم دیدند منجر به پی ریزی حرکت توده ای ملت و قیام بر ضدّ دستگاه شاهنشاهی شد.

اگر یاری مردم نبود امام خمینی موفق نمی شد

چون «مردم» خواستند که از این حکومت استبدادی، آزاد شوند،خدایتعالی هم عنایت کرد و شخص مهذّبی مانند امام خمینی ره را سر راه آنان قرار داد که به وسیله ایشان ، تحول عظیمی در ایران به وجود آمد. مردمی که تا دیروز در مراکز فساد و فحشا بودند؛ وقتی ندای حق طلبانه یک همچین شخص وارسته را شنیدند به صحنه آمدند و این انقلاب بزرگ را به وجود آوردند. باشروع جنگ هشت ساله همان مردم ،بار دیگر به صحنه آمدند و به تبعیّت از امام، به جبهه ها رفتند و جان خود را تقدیم  این انقلاب کردند.

قطعا اگر همراهی مردم با امام نبود، این انقلاب به ثمر نمی نشست. علاقه «مردم به امام» و متقابلا علاقه «امام به مردم» قابل توصیف نیست. امام در سخنرانیهای خود مردم را به عنوان ولی نعمت خود معرفی می کرد و می گفت : این مردم بودند که این انقلاب را به وجود آوردند، مبادا از این مردم غافل شوید، مبادا کاری کنید که آنها نسبت به نظام دلسرد شوند و از شما فاصله بگیرند. متقابلا چون مردم از امام صدق و راستی دیدند، همواره پشتیبان ویاور انقلاب بودند که جنگ هشت ساله را می توان بهترین شاهد بر این مطلب دانست.  مردم در تشییع جنازه حضرت امام چه ناله ها کردند و چه اشک ها ریختند و حتی عده ای هم از شدت غم و اندوه از دنیار رفتند و همه این ها حاکی از عشق و علاقه مردم نسبت به ایشان بود.

امام خمینی طبق نظریه فقهی خود، حکومت اسلامی تشکیل داد

رضوان خدا به حضرت امام، که بالاخره یک فقیه جامع الشرایط بود و زحمات بسیاری کشیده بود و طبق نظریه فقهی خودش اقدام به برپایی حکومت اسلامی کرد. خوب از اول غیبت صغری تا بحال بین فقها اختلاف بوده است که اگر احیانا برای آنان، شرایط  حکومت فراهم شد آیا واجب است نسبت به آن اقدام کنند یا نه؟

مرحوم شیخ مرتضی انصاری، صاحب رسائل و مکاسب و مرحوم آخوند خراسانی، صاحب کتاب کفایة الاصول که از رهبران مشروطه به شمار می رود، مخالف تشکیل حکومت توسط فقها بودند؛ صاحب جواهر تا حدودی موافق بود و بعضی از فقها هم اصلا صحبتی در این باره نکردند. از هم عصران امام هم می توان از آیت الله حکیم و آیت الله خویی نام برد که هر دو مخالف این امر بودند. امام خمینی ره، برای اثبات مدعای خویش با تمسک به ادله ای تصدی حکومت را واجب و ادله مخالفین را ردّ می کند. خوب ایشان شخص مهذب و استاد دیده ای بود و مورد تایید عرفای بزرگی همچون حضرت آیت الله سید علی قاضی، حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نجابت و شهید آیت الله دستغیب، قرار داشت. نَقل می کنند در مجلسی حضرت آیت الله قاضی مشغول به صحبت بود؛ همین که حضرت امام خمینی ره، وارد  این مجلس شد؛ آیت الله قاضی بحث خود را عوض می کند و صحبت از رضاخان و تغییر و تحولاتی که در کشور اتفاق می افتد، می کند.

امام بنا نداشت که حاکم مطلق باشد، بنا نداشت که به اسلام ضربه بزند

خوب یک همچین شخصی قیام کرد و مردمی هم که عاشق اسلام و آزادی بودند، اطراف ایشان را گرفتند و آنچه مورد یقین بنده و کسانی که با امام آشنا بودند این است که، این آقایی که عَلَم به دست گرفته، تمام همّ و غمّش این بود که مردم را متوجه خدا کند و از قید اسارت هوای نفس برهاند؛ و بنا نداشت که حاکم مطلق باشد، بنا نداشت که به وسیله به دست گرفتن حکومت ضربه به اسلام بزند، او می خواست مردم دنیا را اولا متوجه اسلام وثانیا متوجه شیعه کند که همانطور هم شد. بعد از تشکیل حکومت، با وضع قانون اساسی و ایراد بیانات و حتی تنظیم وصیت نامه همه گان را متوجه خطرات احتمالی کرد، نسبت به راههایی که ممکن است منجر به فساد شود، منجر به این شود که دین آلت دست عده ای قرار بگیرد هشدار داد.

امام مدام خطر انجمن حجتیه را گوشتزد می کرد

مخصوصا درباره انجمن حجّتیّه بارها و بارها تذکر داد و می گفت مواظب باشید که در پشت پرده شما را منحرف نکنند. درباره رهبر، رییس جمهور، مجلس شورای اسلامی، نیروهای نظامی وانتظامی و … هم نکات قابل تاملی فرمود. بلا تشبیه مانند پیغمبری بود که تمام احکام را گفته و تمام راه ها را نشان داده است، خوب اگر عده ای بخواهند خلاف این دستورات عمل کنند باید گفت تمام تقصیر ها متوجه او است؟!


خلاف شرع و قانون آقایان نباید به حساب امام گذاشته شود

پس حضرت امام، کسی نبود که بخواهد به دین ضربه زند و اسلام را محو و نابود کند و اینکه عده ای بخواهند در توجیه اعمال خلاف شرع و قانون خود از حضرت امام هزینه کنند، نباید موجب بدبینی مردم و به خصوص جوانان به ایشان شود. امام شخصی بود مهذب، عالم، فقیه که تمام مقصد و مقصودش محبت و عشق به خدایتعالی بود و دوست داشت مردم نیز در همین راه قرار بگیرند.


اگر حکومت پهلوی ادامه پیدا می کرد، نام ونشانی از اسلام وشیعه نبود

برخی این طور عقیده دارند که اگر همان حکومت شاهنشاهی ادامه پیدا می کرد، شاهد این گونه مسائل و مصائب در جامعه اسلامی نبودیم؛ در حالیکه این پندار کاملا اشتباه است. اگر حکومت پهلوی ادامه پیدا می کرد، نام و نشانی ازاسلام و شیعه برجای نمی ماند چون شاه می گفت «مذهب» در ایران جایی ندارد و این به معنای از بین رفتن تدریجی مکتب اسلام می شد. همین الآنی که شما تشریف دارید در این مسجد، با وجود این که انحرافاتی  در کشور هست و در دنیا آبروی اسلام و شیعیان به مخاطره افتاده است، ولی در عین حال مشاهده می کنیم که کشورمان مورد تسلط و هجوم قدرتهای استکباری همانند آمریکا و روسیه و چین نیست مطلبی که در زمان شاه اتفاق افتاد و ایران به سه قسمت تقسیم و کنترل هر قسمتی را ابر قدرتی به دست گرفت.


ما و دوستانمان بنایی بر اغتشاش نداریم

تمام حرف ما و دوستانمان این است که وضع تغییر کند و به اول انقلاب برگردد و بنایی بر اغتشاش و اینکه خدای ناکرده انقلاب اسلامی از بین رود نداریم هر چند برخی افراد دوست دارند ما را اینطور متهم کنند و اینطور القاء می کنند که ما در پی براندازی حکومت هستیم، خوب بنده خدا این چه حرفی است که می زنی؟!

شستشوی مغزی نظامیان، عامل حمله به مردم است

ما می گوییم باید دشمن از دوست متمایز شود و خدای ناکرده افرادی روی کار نیایند که دنباله رو همان انجمن حجتیه باشند؛ افرادی که برای نیل به منویّات خود حتی تظاهر به دینداری هم می کنند اما باطنا فکر جامدی دارند وهیچ حرکت معنوی نسبت به خدایتعالی ندارند؛ این گونه افراد کاری ندارند که وضع معنوی و دینی مردم چطور است. از جمله خطراتی که امام مدام نسبت به آن هشدار می داد دخالت نیروهای سپاه و بسیج در امر سیاست بود. به عقیده بنده در بین اینها افراد خوبی وجود دارند و نمی شود همه را به یک چوب راند و همه را به یک چشم نگاه کرد. متاسفانه آنچه باعث می شود این نیروها مقابل مردم بگیرند،توجیهاتی است که در کلاسهای عقیدتی و سیاسی برای آنها می کنند و با شستشوی مغزی فرمولهایی را در اذهان آنان می کنند و منجر به این می شود که، مردم دیندار و محبّ اهل بیت را با محارب و مرتد و کافر منطبق کرده و هر کجا که به نظرشان مطلب خلافی صورت گرفت با قهر و اجبار و تهدید و ارعاب برخورد کرده و مردم متدین را با همین توجیهات کذایی قلع و قمع کنند.

بنده می گویم باید با مردم با صدق و صفا برخورد شود و با آنان به خوبی برخورد شود، که اگر این امر محقق شود چقدر همه لذت می برند و برادری و برابری در کشور نمود پیدا می کند، همانند زمانی که حضرت امام خمینی ره، در راس بود؛ اما چطور شد که پس از فوت ایشان، وضع جامعه دستخوش تغییر و تحول شد و آرمانهایی که مردم به خاطر آن حتّی از جان خود گذشتند به دست فراموشی سپرده شد؟

Written by fimopirat

ژوئن 3, 2011 در 4:44 ب.ظ.

نوشته شده در Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: