مثبت 1000

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

چه آخوندها و مشایی با هم همدست باشند و چه دشمن هم باشند هوشیار باشیم چون در این میان, فرهنگ و تاریخ ایران در حال قربانی شدن است

leave a comment »

چه آخوندها و مشایی با هم همدست باشند و چه دشمن هم باشند در هر صورت آخوندها با حمله به مشایی قصد دارند تا به فرهنگ و تاریخ و هویت ایرانی حمله کنند.

با دفاع از ایران این نقشه آخوندها را خنثی کنیم.

گزارش سایت آینده در مورد نابود شدن مرد كماندار در میدان امام ساری و نابود کردن طولانی ترین نقاشی دیواری كشور با موضوع شاهنامه فردوسی در یک شب را بخوانید تا به هدفمند بودن و هدایت شده بودن این اقدامات پی ببرید:

در چند روز اخیر ، دو اتفاق غم انگیز در دو شهر بزرگ كشور رخ داده است كه هر چند علی الظاهر با یكدیگر ارتباطی ندارند ، اما روحشان یكی است: ضدیت آشكار با روح هنر ایرانی!

به گزارش عصرایران؛ اولین رویداد در شهر ساری رخ داده است و طی آن مجسمه های زیبای اسب و مرد كماندار كه زینت بخش میدان امام ساری بود ، یك شبه غیب شدند تا مردم ، با دیدن جای خالی آنها شوكه شوند و با خود بگویند كه شاید این مجسمه های 50 ساله كه بخشی از هویت شهر به شمار می رفت را برای تعمیر و محكم كاری و … برده اند و زود بازمی گردانند.

با این حال ، توجیه عجیب و غریبی كه روز گذشته در خصوص حذف مجسمه ها اعلام كردند ، بیش از برداشتن خود مجسمه ها ، تاسف بار بود : » چون نام این میدان «امام (ره)» است ، وجود این مجسمه ها  چیزی جز اهانت به نام امام نیست و جمع‌آوری این مجسمه‌ها به شهرداری ابلاغ شد.»

واقعاً انسان در می ماند كه در برابر بعضی حرف ها چه بگوید؟ كجای وجود این مجسمه ها در میدان توهین به نام امام (ره) است؟ و چطور شده كه در طول این 33 سال بعد از انقلاب ، هیچ كس متوجه این توهین بزرگ (!)در وسط میدان بزرگ شهر نشد و هیچ كس از وجود این آثار هنری هیچ اهانتی برداشت نكرد تا این كه آقایان یك شبه متوجه شدند كه دارد توهین می شود و دستور دادند بخشی از هویت هنری شهر حذف شود؟!

ساری

انصافاً وجود چند اثر هنری واقعاً زیبا در میدان امام(ره) توهین به ایشان است یا قلع آثار هنری با مایه گذاشتن از نام امام(ره)؟

اما اتفاق غم انگیز بعدی در شهر مقدس مشهد رخ داد؛جایی كه طولانی ترین نقاشی دیواری كشور با موضوع شاهنامه فردوسی ، یك شبه به دستور برخی مسوولان آستان قدس رضوی ، با رنگ سفید پاك شد!

مشهد

این اثر هنری ، حاصل زحمات شبانه روزی یك گروه هنرمند بود كه با همكاری شهرداری ، ضمن طراحی سناریوی تصویری هفت خوان رستم ، حكایت ماندگار فردوسی بزرگ را در قالب نقاشی ، در طول یك سال و با هزینه 45 میلیون تومانی بر روی دیوار كشیده بودند.

با این وصف ، حالتی كه برای مردم ساری با غیب شدن مجسمه ها پیش آمد برای مشهدی ها هم تكرار شد و صبح هنگام با تعجب و ناباوری دیدند كه بزرگترین نقاشی دیواری كشور كه در شهرشان بود ، با لایه ای از رنگ سفید پوشانده شده است ، گو این كه «صور قبیحه» ای در كار بوده كه لازم آمده بود مسوولان آستان قدس ، شبانه ، صدها كیلو رنگ بخرند و با دهها كارگر به جان نقاشی بیفتند تا صبح كه دمید ، اثری از آن باقی نماند!

مشهد
مشهد

شرم آور تر كه بعد از این حمله ، روی دیوار نوشته اند این ملك موقوفه امام رضا(ع) است و بدین ترتیب از نام مقدس ثامن الائمه (ع) هزینه كرده اند! كسی هم نیست بپرسد كجا امام رضا(ع) گفته شبانه به یك اثر هنری كه با پول مردم ایجاد شده حمله كنید و با پول مردم ، آن را خراب كنید و شهروندان را بیازارید؟

فارغ از توجیهاتی كه مسوولان در خصوص رفتارشان در این دو مورد می آورند – كه به هیچ روی عقلانی نیست – باید وجه مشترك این دو رویداد و نظایر آن را روحیه ضدهنری موجود در برخی مسوولان دانست ، خاصه آن كه هنری رنگ و بوی ایرانی هم داشته باشد!

مشهد

مثلاً در همین ماجرای مشهد ، اصل موضوع به اختلاف شهرداری و آستان قدس برمی گردد كه در این دعوا ، دیواری كوتاه تر از هنر ایرانی یافت نشده و مسوولان آستان برای حالگیری از شهرداری ، به جان اثری هنری افتاده اند كه 45 میلیون تومان برای آن خرج شده بود! این در حالی است كه اگر كوچكترین درك هنری و احترام به میراث تاریخی فردوسی وجود داشت ، این گونه غیرمتمدنانه یك اثر هنری را نابود نمی كردند تا یاد طالبان افغانستان كه مجسمه های بودا و سایر آثار تاریخی و هنری را تخریب كردند زنده نشود!

واقع امر این است كه هر چند این دو رخداد ، فی نفسه ناراحت كننده هستند اما نگران كننده تر از اصل این اتفاقات ، فلسفه مشترك این اتفاقات است كه روزی خود را مشهد می نمایاند ، روزی در ساری و زمانی در جایی دیگر.

جالب اینجاست كه بعداً همین آقایان وقتی مناسبتش ایجاب كند ، با صدای بلند ندا سر می دهند كه هنر نزد ایرانیان است و بس!

مشهد
مشهد

در زشتی این دو اقدام و در این كه مردم از چنین كارهایی بیزارند تردیدی نیست ، فقط می ماند مجازات قانونی آمران این آسیب به اموال عمومی و تشویش اذهان عمومی و این پرسش كه  آیا محو كنندگان نقاشی ، به جبران خسارت مادی و معنوی محكوم خواهند شد و آیا مجسمه های ساری به خانه 50 ساله خود بازخواهند گشت؟ یا قرار است در یك جا از امام خمینی(ره) و در جایی دیگر از امام رضا(ع) هزینه شود تا هم هنر ایرانی مظلوم واقع شود و هم مقدسات دینی؟!

واقعاً به كجا داریم می رویم؟!

Written by fimopirat

ژوئن 9, 2011 در 7:14 ق.ظ.

نوشته شده در Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: