مثبت 1000

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

ابطحی در آخرین پست از وبلاگش به صورت تلویحی از خیانتی که به جنبش سبز کرده اظهار تاسف کرد

leave a comment »

ابطحی در آخرین پست وبلاگش به همه توصیه کرده که اگر فقط نیم ساعت از عمرمتان باقی مانده باشد,همان گونه كه بودید، بمانید!


او در آخرین پست وبلاگش نوشت: مجله چلچراغ از من خواست در مورد اینكه نیم ساعت آخر عمر را چه میكنید چیزی بنویسم. این نوشته را نوشتم:

گاه به زندگی ونوع اعتقادات افراد، پاسخ به این سئوال را متفاوت میكند. به صورت طبیعی وقتی این سئوال پرسیده میشود كه اگر نیم ساعت تا پایان عمر داشتی، بر چه افسوس میخوردی و یا از چه كاری راضی بودی و دوست داشتی آن را ادامه دهی، باید در پاسخ لیست كارهای بد را ردیف كرد و لیست دوستان بد و البته لیست ذغالهای خوب را وگفت افسوس میخورم چرا این كارها را كرده ام و یا در مقابل باید لیست كارهای خوب و اخلاقی و دینی را اعلام كرد و گفت كه اگر وقت داشتم، این كارها را جایگزین میكردم. این یك پاسخ رسمی است كه همیشه از كودكی یاد گرفته ایم كه اینگونه پاسخ دهیم. درست مثل پاسخ به سئوال معروف علم برتر است یا ثروت كه حتما معلم بیل گیتس هم به او یاد داده است كه بگوید علم. اما واقعیت این نیست. اگر نیم ساعت آخرعمرمان، بیست سال هم تمدید شود، تقریبا همه مان همان خواهیم بود كه بودیم. اصلا بشر غیر معصوم یعنی كسی كه به دنیا آمده تا كارهای خوب وبد بكند. به همین دلیل هم هست كه همه ما تا وقت داریم همینیم كه هستیم. موجودی با كارهای خوب وبد. با هر تعربفی كه از خوب یا بد داشته باشیم.

چه دلیلی دارد كه در نیم ساعته پایان عمر كس دیگری بشویم؟. اگر از تعارف های معمول علم بهتر است یا ثروت بگذریم، بهترین جواب به این سئوال این است كه آن آدمی كه نیم ساعت فرصت زندگی دارد باید از همان نیم ساعت لذت ببرد و بر هیچ چیز گذشته عمرش افسوس نخورد. اگر كسی در زندگی به این اوج برسد كه هیچوقت بر گذشته اش افسوس نخورد، بهترین و زیباترین و لذت بخش ترین آینده را میتواند برای خودش ترسیم كند. افسوس خوردن به گذشته از بدترین كارها است كه هر كس گرفتار آن شد هم گذشته را از دست میدهد و هم اینده را. حتی اگر نیم ساعت وقت زندگی داشته باشد، بهترین كار این است كه افسوس گذشته را نخورد. نیم ساعت وقت بسیار زیادی است. داستایوفسكی در كتاب معروف ابله اش داستان كسی را نقل میكند كه نیم ساعت تا اعدام فرصت داشته. وقتی كه به او خبر میدهند كه مورد عفو قرار گرفته، از برنامه های مفصل و دقیقش در آن نیم ساعت تعریف میكند كه چگونه برای دقایق آن برنامه ریزی كرده بود. شاید همین كه به اعتقاد من در آن نیم ساعته پایانی نباید اقسوس هیچ چیز را خورد و باید لذت برد، خود بهترین روش برای همیشه زندگی آدم باشد. توصیه به نیكوئی و خیر و كارهای خوب شناخته شده هم بازی ای است كه چون پر از ظاهر سازی است، خودش بدترین كار زشت است.

اگر خدای نكرده، واقعا چنین موقعیتی برایتان پیش آمد كه نیم ساعت وقت داشتید، تنها توصیه ای كه میكنم این است كه به مخاطبانتان بگوئید، همان گونه كه بودید، بمانید. تظاهر و فریب و ریا و افسوس بر آنچه كه رفته است، همان جهنمی است كه هیزمش تر و خشك زندگی را میسوزاند. در پایان واز همه مهمتر اینكه، آخر این چه سئوالی است؟ كی تا حالا فهمیده نیم ساعت آخر عمرش است؟ تازه اگر كسی هم بداند كجا حوصله دارد این همه راه برود و به این سئوال پاسخ بگوید؟این سئوالها برای سرگرمی وال فیس بوك شاید مناسب باشد اما در عالم واقعیت باید زندگی را با نگاه به آینده و بی افسوس گذشته سامان داد.

Written by fimopirat

ژوئن 10, 2011 در 4:41 ب.ظ.

نوشته شده در Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: